|
جديدترين هاي |
||||||||
| مردی از اهل حبشه نزد رسول خدا(ص)آمد و گفت:یا رسول الله گناهان من بسیار است.آیا در توبه به روی من نیز باز است؟
با نوای دل ميخونم مهدی زهرا کجايی عاشقی بي کس و کارم غم ندارم تو رو دارم باشه منتظر می مونم بيايی سر مزارم تويی آرزوی زهرا شبنم وضوی زهرا بيا آقا بسه دوری مرهم بازوی زهرا آقا جون تو رو نديدم فقط از چشات شنيدم اما با اين همه دوری نديده تو رو خريدم
من همچنان سگ گرسنه و گربه لوس لعن علي عدوك يا علي و فاطمه اولي دومي سومي عايشه
گرچه بدم نوازشم می کنی
مناجات دل تو مدینه مهمون فاطمه ایی یا که امشب کنار علقمه ای یا نشستی کنار قبر حسین اونجا گرم نوحه و زمزمه ای
آسمونم بی ستاره شب غم سحر نداره نفس باد صبا کی خبر از مهدی میاره
* درد و دل امام زمان(ع) با امام حسین(ع) *
حسین جان مهدیم مهدی خسته دلم از بی وفاییها شکسته حسین جان مانده ام تنهای تنها شده کرب و بلایم کوه و صحرا حسین جان کاش و من پیش تو بودم چو یارانت شوم گرد وجودت شما گفتی ولی آنها نرفتند مرا یاران همه یک یک برفتند حسین جان مهدیم مهدی خسته دلم از بی وفاییها شکسته حسین جان سال وها در انتظارم هنوز حسرت به یاران تو دارم حسین جان انتقام نگرفته ام من به جای امّتم شرمنده ام من حسین جان قطعه قطعه جسم اکبر(ع) سر افتاده ی علی اصغر(ع) دو کتف خونی ومشک ابالفضل(ع) کنارعلقمه اشک ابالفضل(ع) صدای ناله ی جانسوز زهرا(س) فرار کودکان در دشت وصحرا همه منزل به منزل در اسارت چنان که شد به آل تو جسارت حسین جان مهدیم مهدی خسته دلم از بی وفاییها شکسته هر آنچه عمه ام زینب(س) کشیده بود هر صبح و شام در پیش دیده ز قلبم میزند بیرون شراره چه کاری سخت و تر ازانتظاره حسین جان از شما شرمنده هستم گناه امّتم بسته دو دستم چه قدر دیگر بگویم من به امّت دعا باشد کلید قفل غیبت حسین جان مهدیم مهدی خسته دلم از بی وفاییها شکسته حسین جان امّتم بر تو بگریند نمیدانند که خود با من چه کردند هزارو یکصدو هفتادمین سال چه کم آنکس که پرسیده زمن حال هزارو یکصدو هفتادمین سال چه میداند کسی دارم چه احوال هزارو یکصدو هفتادمین سال به دست و پای من زنجیراعمال هزارو یکصدو هفتادمین سال برای عمّه ام زینب میزنم پروبال هزارو یکصدو هفتادمین سال به دل مانده هزارامید وآمال حسین جان مهدیم مهدی خسته دلم از بی وفاییها شکسته توی کرب و بلای این زمونه آدم قدر ابالفضل(ع) و میدونه توی کرب و بلای این زمونه کسی وقت عمل باقی نمونه توی کرب و بلای این زمونه چه قدر تیر گنه سویم روونه توی کرب و بلای این زمونه ندارم زینبی حرفم رسونه حسین جان مهدیم مهدی خسته دلم از بی وفاییها شکسته شما با آن مصیبت ها که دیدی به امید ظهورم پر کشیدی خدا داند چه قدر در انتظاری ز خون باری چشمم بی قراری حسین جان کاش و بودند عاشقانی زبانی نه حقیقی یاورانی گناهان را به اشک خود بشویند ظهورم را بخواهند از خداوند خدا اذن فرج میده به دعوت برای انبیا اینگونه سنت اگر شیعه وفا میکرد به بیعت نبود تاخیر به روی عصرغیبت حسین جان مهدیم مهدی خسته دلم از بی وفاییها شکسته شاعر: گمنام
|
||||||||